تبليغاتX
وبلاگ زندگی نو
 

 

کنترل اجتناب ناپذیر
ما جوونا مردیم از دست این پدر و مادرا ... همش گیر میدن به آدم آخه واسه چی ؟ فکر کردن ما بچه ایم ؟
این جمله رو خیلی ها شنیدن و خیلی ها هم گفتن , اما خب واقعا چرا ؟
کنترل های نا محسوس خانواده البته از دید خودشون یا همون گیر های الکی از قبیل زیر :
کجا ؟ با کی ؟ چرا ؟ می خوای چی ؟ واسه چی ؟ حجابتو درست کن ؟ این چه طرز لباس پوشیدنه ؟ چرا الان میای خونه ؟ رنگ مشکی نه زرد بپوش , چرا آبی لابست ؟ چرا الان می ری ؟ چرا نمی ری سرکار ؟ چرا رفتی سرکار ؟ و ....
یا برخورد بد با جوونها مثل :
مامان شام چی داریم ؟ - زهر مار
من می خواهم برم بیرون , - غلط می کنی
فردا تولدمه - به درک
می رنگ زرد و دوست دارم - داشته باش
پنج هزار تومان پول می خوام - ندارم
و ...

خب همه اینا باعث میشن که جامعه ما بحران زده بشه ؟ نه ؟
و خب شاید بشه ... منم حرفایی می زنم اگر می شد که تا حالا شده بود

جاری باشید
بهروز
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 20:55  توسط بهروز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من بهروز هستم . ساکن کنونی اصفهان 21 سالمه , توی این سن و تا اینجا خیلی چیزا دیدم و خیلی چیزای عجیب رو هم تجربه کردم .
همیشه از خودم می پرسیدم که من چه کار مفیدی برای جامعه خودم انجام دادم . اکثر اوقات معضل های اجتماعی رو می دیدم و خب مثل همه تاسف می خوردم . اما یک روز تصمیم گرفتم از چیزایی که می فهمم و تجربه کردم و یا می بینم , بنویسم که شاید بتونبم با حل این مشکلات باعث پیشرفت ایران بشیم .
با تشکر از همه شما .

نوشته های پیشین
آذر 1386
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
پیوندها
یادداشت های یک مرد تنها
  زمزمه تنهایی
  سیستم تبلیغاتی وی کی ای تی
  سخت افزار
  دریافت موزیک و اخبار متال
  درد دل یک جوان ایرانی
  عضویت در ماهنامه الکترونیکی اجتماعی
  فریاد جرس
  _____..:: ^~. HidDen GiRl .~^::.._____
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان